{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در مجلس ِترحیمم اگر تار و دف آورد

در مجلس ِترحیمم اگر تار و دف آورد
یا جای گلایل سر قبرم علف آورد

منعش نکنید این جگر‌آزرده ی طناز
یک عمر به این شیوه دلم را به کف آورد

با رفتنش از ذوق مرا دائما انداخت
با آمدنش یکسره شور و شعف آورد

پیغامبری ساخته بود از من و یک روز
ایمان به غزلهای من ِ بیشرف آورد

من کشتی ِ آمال ِخودم بودم و رفتم
او نیز برایم پسری ناخلف آورد

نفرین به مشامی که مرا یاد ندارد
نفرین به نسیمی که مرا بی هدف آورد

نفرین به همین رود که بُرد آن طرف او را
نفرین به عصایی که مرا این طرف آورد
.
دیدگاه ها (۶)

چه شب بدی ست امشب، که ستاره سو نداردگل کاغذی‌است شب بو، که ب...

رسید نوبت تنهایی، خدا بخیر کند غم رادلی که زخمی عشقت بود، نخ...

اتفاقِ خاصی رُخ نمی دهد اگرآدمیغفلتاً مقابلِ یک نفر بگوید:بب...

لــــعنـــت بر ذات خرابذاتی که عشق را هوس میبیندذاتی که فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط