{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی شب ادم فضایی داشت کتاب ترسناک میخوند.

ی شب ادم فضایی داشت کتاب ترسناک میخوند.
اونقدر از کتابی که میخوند ترسیده بود که رنگش سبزه کبود شده بود !
پتورو تابالای سرش کشید و همونطور که از ترس میلرزید سعی کرد به خودش دلداری بده!
آدم فضایی همش باصدای لرزون تکرارمیکرد...

ن انسان ها واقعی نیستن....
ن انسان ها واقعی نیستن....
ن انسان ها واقعی نیستن....
دیدگاه ها (۲)

### پارت ۹: شکارِ سایه در شبِ بی‌پایانبعد از اون اتفاق، عمار...

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

آدم فضایی داشت کتاب ترسناک میخوند.اونقدر از کتابی که میخوند ...

آدم فضایی تنها تو تو اتاقش نشسته بود و

ادم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند اونقد...

آدم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند.اونقد...

آدم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند اینقد...

آدم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناڪ میخوند.اونقد...

آدم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند .اونق...

انسان های کثیف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط