پارت 19.
«قضاوت نکن»"don't judge"
_____________________________
«چارلی»
*رفتن سمت گوشیم که روشنش کنم*
- خیل خب..حالا زنگ بزنم یا پیام بدم؟
-بعد یکم فکر کردن-
- رنگ میزنممم..
زنگ میزنم، ولی جواب نمیده.
-نویسنده: الستور گوشیشو جا گذاشته خونه رزی-
- خب مجبورم پیام بدم الان..
-پیام میده-
"-الستور؟ چرا گوشیتو جواب نمیدی؟"
یه دو سه دقیقه میمونم تا جواب بده.
ولی کلا آفلاینه و آخرین بازدیدش دیروز تقریبا ساعت هفت شب بوده..
شاید واقعا نمیخواد جواب بده یا اتفاق دیگه ای افتاده..
امیدوارم چیز خاصی نباشه.
«نیم ساعت بعد»
تقریبا همه بیدار شدن و اومدن پایین.
آنجل- شروع زندگی تخمی جدیددد..
هاسک- ببند دهنتو ج..
آنجل- ها؟؟
هاسک- هیچیی مگه نه چارلییییی ؟؟
منی که نمیدونم چیکار کنم ولی بهتره گندشو ماست مالی کنم وگرنه آنجل..بله.
- ارحح اصن با تو نبود آنجللل با الستور بوددد..
خودم که بدتر ریدم.
آنجل ابرو میزنه بالا*
آنجل- الستور ها؟ ولی اونکه اینجا نیستت؟!
هاسک که نمیدونه چیکار کنه*
لوسیفر- عا خب شاید از دور بهش فحش داده..
آنجل- آها..چشماشو ریز میکنه*
وگی- جعرو بس بسه دیگه. دستشو میزاره روی کمرش و به بقیه نگاه میکنه.
تا وگی میاد همه میرن میشینن رو صندلیای میز صبونه..
گودرتت وگی..😂✔️
*ربع ساعت بعد*
وگی و چارلی دارن میز صبونه رو جمع میکنن*
چارلی- وگی؟ دقت کردی یه مدته همه چی عجیب شده؟
وگی- آره خب و این چیزیه که خیلی رو مخ منه.
چارلی- اوهوم.. نظرت چیه دست جمعی بریم بیرون؟
وگی- نظر کاملا کاملا اوکی ایه ولی خب میدونی که من با الستور کنار نمیام، الستور بیاد من نمیام.
چارلی- هی بیخیال وگی..
وگی- نمیتونی قانعم کنی ازش خوشم بیاد.
چارلی- خیل خب.
*و در این سو رزی و الستور*
«رزی»
از بیمارستان داریم برمیگردیم خونه.
چیزی که شنیدمو باور نمیکنم.
بخوامم نمیتونم باورش کنم، چطور ممکنه اخه؟
- پس تو اینهمه مدت داشتی اینو از من مخفی میکردی؟!
صدامو یکم بردم بالا و اخم کردم*
الستور- من خودمم خبر نداشتم.
- آره تو گفتیو منم باور کردم.
الستور- ولم کن رزی خودم کم مشغله دارم تو ذهن کوفتیم الان باید به اینم فکر کنم؟!!
سکوت میکنم.
حرفی ندارم دیگه برای گفتن.
فعلا بیخیالش میشم بعدا مختصر صحبت میکنیم..
.
.
.
قابل توجه شما.
چنل helluva-boss@
فیک هلووباس مینویسه.
چهارم خودمه ✔️
امروز حتما پارت ۲۰ رو میزاریم از این فیک هزبین که فصل اول تموم شه و وارد فصل دوم بشیم.
حمایت از این پیج و اون پیجی که گفتم یادتون نره-
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پایان پارت ۱۹.
پارت ۲۰¿
_____________________________
«چارلی»
*رفتن سمت گوشیم که روشنش کنم*
- خیل خب..حالا زنگ بزنم یا پیام بدم؟
-بعد یکم فکر کردن-
- رنگ میزنممم..
زنگ میزنم، ولی جواب نمیده.
-نویسنده: الستور گوشیشو جا گذاشته خونه رزی-
- خب مجبورم پیام بدم الان..
-پیام میده-
"-الستور؟ چرا گوشیتو جواب نمیدی؟"
یه دو سه دقیقه میمونم تا جواب بده.
ولی کلا آفلاینه و آخرین بازدیدش دیروز تقریبا ساعت هفت شب بوده..
شاید واقعا نمیخواد جواب بده یا اتفاق دیگه ای افتاده..
امیدوارم چیز خاصی نباشه.
«نیم ساعت بعد»
تقریبا همه بیدار شدن و اومدن پایین.
آنجل- شروع زندگی تخمی جدیددد..
هاسک- ببند دهنتو ج..
آنجل- ها؟؟
هاسک- هیچیی مگه نه چارلییییی ؟؟
منی که نمیدونم چیکار کنم ولی بهتره گندشو ماست مالی کنم وگرنه آنجل..بله.
- ارحح اصن با تو نبود آنجللل با الستور بوددد..
خودم که بدتر ریدم.
آنجل ابرو میزنه بالا*
آنجل- الستور ها؟ ولی اونکه اینجا نیستت؟!
هاسک که نمیدونه چیکار کنه*
لوسیفر- عا خب شاید از دور بهش فحش داده..
آنجل- آها..چشماشو ریز میکنه*
وگی- جعرو بس بسه دیگه. دستشو میزاره روی کمرش و به بقیه نگاه میکنه.
تا وگی میاد همه میرن میشینن رو صندلیای میز صبونه..
گودرتت وگی..😂✔️
*ربع ساعت بعد*
وگی و چارلی دارن میز صبونه رو جمع میکنن*
چارلی- وگی؟ دقت کردی یه مدته همه چی عجیب شده؟
وگی- آره خب و این چیزیه که خیلی رو مخ منه.
چارلی- اوهوم.. نظرت چیه دست جمعی بریم بیرون؟
وگی- نظر کاملا کاملا اوکی ایه ولی خب میدونی که من با الستور کنار نمیام، الستور بیاد من نمیام.
چارلی- هی بیخیال وگی..
وگی- نمیتونی قانعم کنی ازش خوشم بیاد.
چارلی- خیل خب.
*و در این سو رزی و الستور*
«رزی»
از بیمارستان داریم برمیگردیم خونه.
چیزی که شنیدمو باور نمیکنم.
بخوامم نمیتونم باورش کنم، چطور ممکنه اخه؟
- پس تو اینهمه مدت داشتی اینو از من مخفی میکردی؟!
صدامو یکم بردم بالا و اخم کردم*
الستور- من خودمم خبر نداشتم.
- آره تو گفتیو منم باور کردم.
الستور- ولم کن رزی خودم کم مشغله دارم تو ذهن کوفتیم الان باید به اینم فکر کنم؟!!
سکوت میکنم.
حرفی ندارم دیگه برای گفتن.
فعلا بیخیالش میشم بعدا مختصر صحبت میکنیم..
.
.
.
قابل توجه شما.
چنل helluva-boss@
فیک هلووباس مینویسه.
چهارم خودمه ✔️
امروز حتما پارت ۲۰ رو میزاریم از این فیک هزبین که فصل اول تموم شه و وارد فصل دوم بشیم.
حمایت از این پیج و اون پیجی که گفتم یادتون نره-
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پایان پارت ۱۹.
پارت ۲۰¿
- ۹.۸k
- ۲۹ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط