{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

   تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم

تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی

  من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم .
دیدگاه ها (۴)

امروز شعری برایت گفتممی دهم پرنده هابرایت بیاورندتوهم تکه ای...

دنـیـا را وارونـه مـی خـواهـم ...آدم هـا را ...اتـفـاق هـا ر...

گنجشک ها گرسنه اند! دید میزنند ایوان خانه را... باشد سفره ای...

با من سخن بگوحتی با زبان سکوتمن فاصله ی میانسکوتهای تو را هم...

⚜️قسمت این بود که ما با تو معاصر باشیم ،تا در این قصه پر حاد...

هو البدیع.از بی‌وفایی‌های تو آزرده خاطر نیستمباشی، نباشی، را...

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط