{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی یونگی

#تک پارتی یونگی
(به مناسبت تولدش)

ویو بعد از دو سال و بازگشتش از سربازی:
یونگی وارد خوبه شد. کل خونه بوی ا. ت رو گرفته بود و این مدهوش ترش میکرد. ا. ت سری از آشپزخونه در اورد و با دیدن یونگی گفت:
_یوووووووونگیییییی....
یونگی لبخندی زد و ا. ت پرید بغلش. دستش رو اروم روی کمر ا. ت کشید و موهاشو نوازش کرد. ا. ت در حالی که اشک میریخت، گفت:
_خیلی خوشحالم که اومدی...
یونگی بوسه ای روی گردن ا. ت زد و گفت:
+منم همینطور بیب...
ا. ت از یونگی فاصله گرفت و با گرفتن دستش گفت:
_بیا شام بخوریم. برات غذای مورد علاقتو پختم.
یونگی کتش رو در اورد و در حالی که استین پیرهن سفیدش رو بالا می داد، گفت:
+برم دست و صورتمو بشورم و بیام.

#چند دقیقه بعد
یونگی با تموم کردن غذاش، بشقاب رو کمی اونطرف تر گذاشت و گفت:
+ممنونم. خیلی خوشمزه بود.
ا. ت لبخندی زد و بعد از رفتن یونگی به سمت اتاق، شروع به جمع کردن میز کرد. بعد از چند دقیقه به سمت اتاق رفت و دید که یونگی در حال عوض کردن لباسشه. با جیغ خفیفی گفت:
_لباستو بپوش یونگی.
یونگی پوزخندی زد و در حالی که به سمت ا. ت می رفت، گفت:
+چرا بیب؟ اینطوری که بهتره...
ات در حالی که به دیوار چسبیده بود گفت:
_تحریک میشم. نکن.
یونگی نیشخندی زد و از ات فاصله گرفت و گفت:
_بیا بخوابیم... بعد از چند وقت خیلی دلتنگم.
بعد از چند دقیقه، ات و یونگی هر دو روی تخت دراز کشیدن و یونگی با بغل کردن ات و بوسیدن لبش گفت:
+خیلی دلم این صحنه رو میخواست بیب...
ات خنده ی ریزی کرد که یونگی با نیشخندی روش خیمه زد و.....
(پایان... ـ)
دیدگاه ها (۵)

خواننده مورد علاقم امروز فوت کرده🥺🥺😭😭

میخوام چند پارتی بی ال از شیپ های معروف کیپاپ بزارم. درخواست...

میو. میوو🥹شمع و شب و ستاره تولده دوبارههههتولد یونگی بر تمام...

دارم برات....

چند پارتی ریندو.Part6(last)هردو نفس نفس میزدن و بعد ریندو لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط