{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نردبانی ندارم تا لمست کنم ...

نردبانی ندارم تا لمست کنم ...

سهمم از تو این است:
عکس ماهت
هر شب
میلغزد
در حوضچه ی چشمانم .. !
دیدگاه ها (۴)

بہ تمامِ دستهایے کہ عاشقانہ بہ سمتم آمدندگفتم نہاز ترسِ از د...

بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند !اما از چشـــــم هایشان معلوم...

خوشبختی یعنی رضایتمهم نیستچه داشته باشیمیا چقدرمهم این است ک...

وقتی که می آمدنه دستی نداشتم که برایش تکان بدهمو نه پایی برا...

تو تاریکی های ذهنم ،شب هایی که اشک مهمان چشمانم بود،تنها بود...

هعی خدا کراش بودن این بشر تو مانگا...خیلی حال فعالیت ندارم.....

این چرا گنشین دوست ندارم آرلکینو نیاز کردی تو چرا ناراحت آرل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط