تو بارون و توی سرما*تودنیای پراز تردید*چجوری میشه عاشق مو
تو بارون و توی سرما*تودنیای پراز تردید*چجوری میشه عاشق موند*به جز صدای عشق هیچ نشنید*تو دنیای پر از مکر ودروغ و شک ورسوایی*نمون اگه ی روزی تو شدی تنها باتنهایی*نداره ذره ای مهر ومحبت عالم وآدم*چنین بوده گذشتن ها از اول از سر خاتم*برادر میفروشه برادر رو به سرجو*آدم ها همگی تو زرد شدن وبزن و دررو*تودنیایی که ما هستیم میزنیم پشت به هم خنجر*ی روزی حتی از ما نمیمونه خاکستر*همه دنبال هم هستیم چ بیهوده و بی فایده*یکی ما رو تو این دنیا بی هیچ حسابی آورده*یکی لقمه شبش محتاج یکی تو ناز میگرده*یکی حتی نداره جا بخوابه شب تو سرماست*یکی تو کاخ مرمر خواب*سر اینا همه ش دعواست*همه دست داریم و دو پا ولی*فرقه بین ما*همه سرشتمون یکی*ولی تنهاییم تو دنیا*
- ۸۴۷
- ۰۶ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط