تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی،چه نیازی،چه غمی ست؟
یانگاه تو،که پرعصمت وناز
برمن افتد،چه عذاب و ستمی ست
دردم این نیست ولی،
دردم این است
که من بی تو دگر
ازجهان دورم و بی خویشتنم
چه جنونی،چه نیازی،چه غمی ست؟
یانگاه تو،که پرعصمت وناز
برمن افتد،چه عذاب و ستمی ست
دردم این نیست ولی،
دردم این است
که من بی تو دگر
ازجهان دورم و بی خویشتنم
- ۱.۹k
- ۱۰ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط