{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقاشی هایم…

نقاشی هایم…

همیشه در نقاشی هایم یک چشم بود و یک ابرو که هیچگاه جفت نشد….

وصورتی که نیمی از آن را موهایی بلند پوشانده بود…

ولبخندی کج و بی روح…با نگاهی پراز تردید…

نمیدانم…شاید همیشه این من بودم در نقش های من!!…

شاید…این منه تنهای خویش بودم

که بازبان بی زبانی تنهایی پنهان شده در لابلای موهای ژولیده

خویش را بر دل کاغذی سفید به نمایش میگذاشتم….

چقدر تلخ است آدم به تنهایی خود اعتراف کند…
دیدگاه ها (۱)

همیشه در نقاشی هایم یک چشم بود و یک ابرو ...که هیچگاه جفت نش...

#باران 🫰🏼🦋درست ترین اشتباه من..از زمانی که به یاد دارم تو را...

درست ترین اشتباه من..از زمانی که به یاد دارم تو را خواسته ام...

#باران 🦋🫰🏼درست ترین اشتباه من..از زمانی که به یاد دارم تو را...

درست ترین اشتباه من..از زمانی که به یاد دارم تو را خواسته ام...

#باران❣#درست ترین اشتباه من..از زمانی که به یاد دارم تو را خ...

در این چند صباح باقی مانده از عمرم میخواهم تنها باشم. دیگ...

..می‌گویند بعضی آدم‌ها شبیه به دریا هستند.از دور که نگاهشان ...

قسمت دوم بلند شدم ، کتاب ها را در کتابخانه تنها گذاشتم ، درب...

اشتباه گرفتید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط