{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شدم دعوت به شیدایی؛ شماهم دعوتی

من شدم دعوت به شیدایی؛ شماهم دعوتی
می روم سمت شکوفایی، شما هم دعوتی

می روم تا میهمان خانه ی باران شوم ؛
در سحرگاهی اهورایی، شما هم دعوتی

هست برپا با حضور روشن آیینه ها ،
محفلی گرم وتماشایی؛ شما هم دعوتی

میزبان، عشق است ومهمانان ، بلا گردان عشق
یک جهان شور است وزیبایی ؛ شما هم دعوتی

می پرستان جان فدای چشم ساقی می کنند ؛
سرخوش از جامی طهورایی، شما هم دعوتی

پشت دریا هاست شهری، قایقی آماده کن!
چون به امر عشق می آیی، شما هم دعوتی

ای پر از حس شکفتن، ای پر از حس حضور
ای پر از احساس تنهایی؛ شما هم دعوتی
دیدگاه ها (۳)

بر من گذشتی، سر بر نکــــــــردیاز عشق گفتم ،بـــــاور نکـــ...

مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردیمرا از من، مرا از قیدِ من ...

آدم های کمی هستند که می دانندتنهاییِ یک نفر حرمت دارد ...همی...

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط