{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان

رمان
پارت 1

امیر رفت سرکار منم اماده شدم و چند دقیقه بعد رفتم سرکار رسیدم که رعنا با گرمی بهم سلام کرد لباسامو عوض رفتم یه ذره با گلا ور رفتم که یه پسر جوان اومد تو یه دسته گل رز خواست و بهش دادم و رفت
رعنا:وای این پسره چقدر خوشتیپه و جذابهههههه
دنیا:اوهوم
رعنا:دنیا به نظرت خوشگل نیست؟
دنیا:تاحالا دقت نکردم
رعنا:وا منظورت چیه 1 ماه میاد و هر روز یه دست گل رز میخره و میره
دنیا:اهان
رعنا:وای به نظرت دسته گل ها رو برای کی میخره؟
دنیا:حتما برای دوست دخترش
(ارتین)
یه دسته گل دیگه هم خردیم رسیدم خونه و پرپرشون کردم هر روز این کارو میکنم خونه پر گل رز شده  خیلی هاشون خشکیده و پلاسیده شدن بعضی هاشون هم هنوز سالمن
ارتین:باید یه جور دیگه باهاش ارتباط برقرار کنم یا شوهرشو بکشم؟ نظرتو چیه اروین(بادیگارد ارتین)
اروین:نمیدونم قربان به نظرم بکشینش بهتر
ارتین:الان باید حرسمو روی سر یکی خالی کنم
اسلحمو از رو میز ورداشتم و مغز اروین رو ترکوندم خونش پاچید تو صورتم روی مبل دراز کشیدم و به سقف خیره شدم
(شب)
(دنیا)
بلاخره تموم کار هام تموم شد امروز سه جا رفتم و کار کردم به نفس عمیق کشیدم و رفتم به سمت خونه حرکت کردم که دیدم یه پسره چاقو خورده و گوشه خیابون افتاده زود رفتم سمش
دنیا:حالت خوبهههه
ارتین:(سلفه سلفه)اره
دنیا:الان زنگ میزنم امبولانس
سریع زنگ زدم امبولانس رفتیم بیمارستان خداروشکر زیاد صدمه ندیده بود چند تا بخیه زدن رفتم بالا سرش
دنیا:حالت خوبه؟
ارتین:اره
دنیا:چطوری چاقو خوردی
ارتین:هیچی چند نفر بهم حمله کردن و منو زدن
(چند ساعت قبل)
پرهام(بادیگارد جدید ارتین):قربان مطمعنین میخوای بهتون چاقو بزنم
ارتین:اره فقط عمیق نباشه حوصله ندارم
پرهام با چاقو چند تا خط کشید رو بدنم و اروم افتادم روی زمین جلو در مغازه دنیا....
دیدگاه ها (۱۰)

بیای دو بک میدم

بچه ها خیلی ناراحتم امدوز تو اینستا بودم یاویی به یه پست برخ...

رمان گل رزژانر:عاشقانهشخصیت هادنیا:یه زن چهل سالهامیر:شوهر د...

میخوامت....-وای خیلی کیوتتننننننننننن

پارت 15 عضو هشتم بی تی اس

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط