{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کجایِ قصه

کجایِ قصه
نگفته ام دوستت دارم ؟؟
بگذار فکر کنم ...
هیچ کجا انگار !
تا یادم می آید
بهانه هایم هم پر بود از فریاد
فریادِ اینکه
دیــــــــــوانه ! من دیوانه ی توام ..
اما ببخش مرا!
انگار همچون کودکی نوزاد بوده ام
که هرچه تقلا می کند
کسی نمی فهمد
که شیر نمی خواهد..
که گرمایِ تنِ مادر می خواهد..
.
اما ..
حالا می نویسم
بارها بخوان
بلند بخوان
دیــــــــــــــوانه
دوستت دارم .
دیدگاه ها (۳)

...یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی امارام و سرد گفت: که در طا...

ﻋــــــــﺸﻘﻢ ؟ ؟ﻭﻗﺘـــﯽ ﻣــُـﺮﺩﻡ ...ﺧﻮﺩﺕ ﺑﯿﺎ ﻏﺴﺎﻝ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺸﻮﺭﻡ...

زندگی یعنی بمیری در هوای یک نفرمرده باشی جان بگیری با صدای ی...

خستگی را زندگی کرده ام ، میخواهم کمی هم زندگی را خسته کنم .....

چ باحس قشنگی عشق و معنی کرد 😍😍😍😍😍(((مرسی مهدی جان )))هرچه می...

زنی که خودکشی کرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط