پارت ششم
پارت ششم
ویو جین
از خواب بیدارشدم که دیدم لختم روی تختم که یهو یاد دیشب افتاد من با کوک رابط داشتم رفتم سمتش که لبشو بوسیدم دیدم بیدار شد
کوک: امم سلام جین
حین: سلامکوکی
وامدم رو خیمه زد دوبار شد به بوسیدم کردم دستشوبه سمت باکسرم مالید که نالم دارم
جین: اههههه ددی
کوک: اووپس شدم ددی اره
جین: اره شدی ددی من
کوک: پس تو بیبی منی
جین: اگر ناراحتی میخواهی مامان صدات میکنم
کوک: بابا عظت کردم همان ددی خوبه
جین: تو از اول عظت کردی
دوباره ادامه دادن که کوک پای جین رو باز کرد دستشوبه سمت پوصینم برد
کوک: بخاطر کی ایقدر خیسی( خمار)
جین: بخاطر اهه تواه ددی اه
کوک: جانم بیبی
حین: برم صبنح
کوک: داشتم حال میکردم
جین یه بوس به کوک از لب زد باهم رفتن پایین
ویو جین
از خواب بیدارشدم که دیدم لختم روی تختم که یهو یاد دیشب افتاد من با کوک رابط داشتم رفتم سمتش که لبشو بوسیدم دیدم بیدار شد
کوک: امم سلام جین
حین: سلامکوکی
وامدم رو خیمه زد دوبار شد به بوسیدم کردم دستشوبه سمت باکسرم مالید که نالم دارم
جین: اههههه ددی
کوک: اووپس شدم ددی اره
جین: اره شدی ددی من
کوک: پس تو بیبی منی
جین: اگر ناراحتی میخواهی مامان صدات میکنم
کوک: بابا عظت کردم همان ددی خوبه
جین: تو از اول عظت کردی
دوباره ادامه دادن که کوک پای جین رو باز کرد دستشوبه سمت پوصینم برد
کوک: بخاطر کی ایقدر خیسی( خمار)
جین: بخاطر اهه تواه ددی اه
کوک: جانم بیبی
حین: برم صبنح
کوک: داشتم حال میکردم
جین یه بوس به کوک از لب زد باهم رفتن پایین
- ۲۰
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط