{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما غمگینتر بودیم از آنان

💔ما غمگین‌تر بودیم از آنان...
از آنان که آرامشان می‌کردیم،
از آنان که دردشان محرز بود و چشم‌ها را به گریه وا می‌داشت.
درد ما را نمی‌شد دید، اما همچون زخمی بر روی استخوان، عمیق بود و هرثانیه جان خسته‌مان را می‌سوزاند، که راه می‌رفتیم و لنگ می‌زدیم، که دراز می‌کشیدیم و رنج می‌بردیم، که خوابمان نمی‌برد، که شادی را احساس نمی‌کردیم، که لبخندهامان عمیق نبود...
درد ما مدت‌ها، آرام آرام با گوشت و استخوان ما عجین شده‌بود و ما به مزمن‌ترین حالتِ یک انسان، غمگین بودیم.
داشتیم از درون می‌سوختیم و حوصله‌ای برای شرح و گریستن نداشتیم.
داشتیم از درون می‌سوختیم و دیگران را آرام می‌کردیم، مرهم می‌شدیم و دلداری می‌دادیم.
نا آرام‌ترین بودیم و می‌گفتیم: آرام باشید، درست می‌شود.
و خودمان با درد لاعلاجی بر جان، ایستاده‌بودیم و باور داشتیم درست نمی‌شود...
نرگس_صرافیان_طوفان
┌───── -ˋˏ ∵🌸∴ ˎˊ- ─────┐
🍓 Toot farngi : @Parto_Lady
└───── -ˋˏ ∵🌸∴ ˎˊ- ─────┘
#عاشقانه_منو_آقامون👫🏻
#دلنوشته_توت_فرنگی🍓🌸
#دلبرون🦋☁️
#کُنج_دلبر🧡🎀🌱
#فان_توت_فرنگی🥳
#توت_فرنگی_خوشحال🌺
#توت_فرنگی_غمگین🥀
#هشتک_توت_فرنگی🧤
دیدگاه ها (۵)

😍ما چهارده ساله نبودیم عزیزم که دلمان بلرزد برای یک "جان دلم...

🪑ولی می‌دونی من چی میگم؟میگم خودتو تنها نذار. میگم اگه همه‌ی...

🪶خیلی سال بود که موهامو کوتاه نمیکردم و بلند بودآخه من عاشق‌...

☕گاهی برای خوب شدن حالتنباید سمت آدما بریگزینه های مطمئن تری...

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط