{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

¨ دَرِ اُتاق بَستـهِ

¨ دَرِ اُتاق بَستـهِ
تِکیـه به دَر
آرومـ آرومـ میشینیـ ـو
خیره میشیــ
کمـ کمـ اَشکاتـ جاری میشَنـ بِدونِ اینکـه حِسِشونـ کُنیـ!
جلو دَهنتو میگیریـ که صِداتـو نشنوَنـ
تُند تُند نَفَسـ میکِشیـ... با گِریـه!
آرومـ تر که شُدی اَشکاتـ ـو پاکـ میکَنیـ و
لَبخنـد و رو صورتِتـ تنظیمـ میکُنیـ
دَر باز میشـهِ و میری بیرونـ از اُتاقـ!
تظاهـُر... تظاهُـر به خوبیـ:)
اِدامـهِ میدیـ...
یـَنیـ بایَد اِدامـهِ بِدیـ!
اینجا هَمـهِ چیـ بایَدیـهـ!
اِدامـه بده...
اَلَکیـ خوبـ باشـ! فقَط باشـ!

"لَبخـند یادِتـ نـَرهِ:)

#∂ιѕѕ
#ℓσνє
دیدگاه ها (۱۹)

2روزازدعواشون‌میگذره(زنگ‌میزنہـ)(جواب‌نمیدهـ)پوفففف‌دوباره‌ل...

#∂ιѕѕ #ℓσνє

#∂ιѕѕ #ℓσνє

هِے لاس با سیگار، در خانه اے تاریک فرقے ندارد "کنت" یا "بهمن...

in your eyes

آهسته پلک از روی هم برداشت بدنش به شدت خشک شده بود هرچی میشد...

همخونه اجباری... پارت 116."ویو جئون جونگ کوک"ظهر...من و دوین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط