تنم را بکشم به لبهات
تنم را بکشم به لبهات
مےسوزم؟
یا آب مےشوم؟
بگذار برات کتاب بخوانم
بنشین اینجا
کتاب را بگیر توےدستهات
ورق بزن
دستم را دورت حلقه مےکنم
از بالاے شانهات
کتاب
نفس مےکشم
لاےموهات
ورق بزن.
اگر توےگوشت گفتم
دوستت دارم
و فرار کردم چے؟
از پلههاے کودکے
بالا میےآیم
تاب مےخورے در تنهایے من
عاشقت مےشوم
نگاهت مرا مرد مےکند.
دلتنگےام را
به کےبگویم
وقتے نیستی؟
تا کجا راه بروم
تا تمام شوم؟
مثل یک جاده
نیستے که!
من هم عادت نمےکنم
آقاے من!
همین.
کتاب را بالا بگیر ببینم
گاهے هم
برگرد و بوسم کن.
حواست به داستان هست؟
نه
بیا از اول شروع کنیم.
دیدے؟
دیدےباز عاشقت شدم؟
مےسوزم؟
یا آب مےشوم؟
بگذار برات کتاب بخوانم
بنشین اینجا
کتاب را بگیر توےدستهات
ورق بزن
دستم را دورت حلقه مےکنم
از بالاے شانهات
کتاب
نفس مےکشم
لاےموهات
ورق بزن.
اگر توےگوشت گفتم
دوستت دارم
و فرار کردم چے؟
از پلههاے کودکے
بالا میےآیم
تاب مےخورے در تنهایے من
عاشقت مےشوم
نگاهت مرا مرد مےکند.
دلتنگےام را
به کےبگویم
وقتے نیستی؟
تا کجا راه بروم
تا تمام شوم؟
مثل یک جاده
نیستے که!
من هم عادت نمےکنم
آقاے من!
همین.
کتاب را بالا بگیر ببینم
گاهے هم
برگرد و بوسم کن.
حواست به داستان هست؟
نه
بیا از اول شروع کنیم.
دیدے؟
دیدےباز عاشقت شدم؟
- ۵۹۹
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط