badboy
bad_boy ☆》
part_2
گوشی ات زنگ خورد
+الو
÷الو سلام زشتهِ
+جنگکوک سربه سرم نزار حالم خوب نیست
÷ها چته میخوای بمیری؟
+مسخره
÷چته عزیزم چی شده؟
+بدنم داره میلرزه وقت داری همو ببینیم وقتی دیدمت بهت میگم
÷باشه عزیزم لکیشن بده بیام دنبالت بریم بیرون
+باشه اوپا برات میفرستم
÷خداحافظ
+بای
"پایان مکالمه"
لکیشن رو به کوک دادم و منتظرش نشستم
ویو تهیونگ:
بعد از حرکت قلبم داشت تند میزد این اولین باره که خواستم یکی رو به کشتن بدم ماشینو کنار زدم و زنگ زدم به کوک
_الو
÷سلام داداش خودم چطوری؟
_زیاد خوب نیستم
÷چرا؟؟
_حالا بعد بهت میگم کجایی؟
÷دارم میرم دنبال دخترعموم
_ات؟
÷اره میخوای کنسلش کنم بیام پیشت؟
_نه من شب میام خونت میخوابم چند شب حوصله خونه خودمو ندارم
÷باشه تا هروقت خواستی کنارم بمون
_برو به قرارت برس فعلا
÷باشه فعلا
"پایان مکالمه"
ویو ات:
توی گوشی میگشتم که یه ماشین نگه داشت سرمو بالا اوردم که با چهری کوک روبه برو شدم که بهم لبخند زده بود
سوار ماشین شدم و سلام کردم جنگکوکم متقابل سلام کرد
+اب داری؟
÷میخوای چیکار کنی؟
+با آب چیکار میکنند؟ میخوام بخورم
÷اون پشته برش دار
کوک حرکت کرد بعد از چند مین به یه کافه رسیدن هر دو پیاده شدند و رفتم داخل کافه
گارسون:چی میل دارین؟
+.......................
÷........................
ادامه دارد.............
part_2
گوشی ات زنگ خورد
+الو
÷الو سلام زشتهِ
+جنگکوک سربه سرم نزار حالم خوب نیست
÷ها چته میخوای بمیری؟
+مسخره
÷چته عزیزم چی شده؟
+بدنم داره میلرزه وقت داری همو ببینیم وقتی دیدمت بهت میگم
÷باشه عزیزم لکیشن بده بیام دنبالت بریم بیرون
+باشه اوپا برات میفرستم
÷خداحافظ
+بای
"پایان مکالمه"
لکیشن رو به کوک دادم و منتظرش نشستم
ویو تهیونگ:
بعد از حرکت قلبم داشت تند میزد این اولین باره که خواستم یکی رو به کشتن بدم ماشینو کنار زدم و زنگ زدم به کوک
_الو
÷سلام داداش خودم چطوری؟
_زیاد خوب نیستم
÷چرا؟؟
_حالا بعد بهت میگم کجایی؟
÷دارم میرم دنبال دخترعموم
_ات؟
÷اره میخوای کنسلش کنم بیام پیشت؟
_نه من شب میام خونت میخوابم چند شب حوصله خونه خودمو ندارم
÷باشه تا هروقت خواستی کنارم بمون
_برو به قرارت برس فعلا
÷باشه فعلا
"پایان مکالمه"
ویو ات:
توی گوشی میگشتم که یه ماشین نگه داشت سرمو بالا اوردم که با چهری کوک روبه برو شدم که بهم لبخند زده بود
سوار ماشین شدم و سلام کردم جنگکوکم متقابل سلام کرد
+اب داری؟
÷میخوای چیکار کنی؟
+با آب چیکار میکنند؟ میخوام بخورم
÷اون پشته برش دار
کوک حرکت کرد بعد از چند مین به یه کافه رسیدن هر دو پیاده شدند و رفتم داخل کافه
گارسون:چی میل دارین؟
+.......................
÷........................
ادامه دارد.............
- ۴۱
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط