{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اگر مرد بودم ؛ دست زنی را می گرفتم ، پا به پایش فصلها

من اگر مرد بودم ؛ دست زنی را می گرفتم ، پا به پایش فصلها را قدم می زدم و برایش از عشق و دلدادگی می گفتم تا لااقل یک دختر در دنیا از هیچ چیز نترسد.

شما زنها را نمی شناسید؛ زنها ترسو اند، زنها از همه چیز می ترسند؛ از تنهایی، از دلتنگی، از دیروز ، از فردا ، از زشت شدن ، از دیده نشدن، از جایگزین شدن، از تکراری شدن، از پیر شدن، از دوست داشته نشدن ...

کافی ست فقط حریم بازوان تان راست بگوید. کافیست دوست داشتن و ماندن را بلد باشید.

عشق ورزیدن و عاشق کردن هنر مردانه‌ای ست. وقتی زنها شروع می کنند به ناز خریدن و ناز کشیدن، تعادل دنیا به هم می خورد !

سیمین بهبهانی
دیدگاه ها (۵)

آخرین نامه ارنستو چگوارا به معشوقه اش:لایق تو کسی نیست جز آن...

جوونم

من عاشق امروزمدیروز را که نمیتوانم جان دوباره ببخشم،دیروز رف...

واقعیته...

من اگر مرد بودم ؛ دست زنی را می گرفتم ، پا به پایش فصلها را ...

من اگر مرد بودم؛ دست زنی را می‌گرفتم، پا به پایش فصل‌ها را ق...

من اگر مرد بودم؛ دست زنی را می‌گرفتم، پا به پایش فصل‌ها را ق...

من اگر مرد بودم ؛ دست زنی را می‌گرفتم ، پا به پایش فصل‌ها را...

#زن_عشق_زندگی من اگر مرد بودم، دست زنی را می‌گرفتم، پا به پا...

من اگر مرد بودم ، دست زنی را می‌گرفتمپا به پایش فصل‌ها را قد...

😍 بخونین حتما .من اگر مرد بودم، دست زنی را می‌گرفتمپا به پا...

من اگر مرد بودم،دست زنی را می گرفتم...پا به پایش فصل ها را ق...

من اگر مرد بودم،دست زنی را می گرفتم...پا به پایش فصل ها را ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط