قشنگ ترین پستی که یه پسر گذاشت بود***

قشنگ ترین پستی که یه پسر گذاشت بود***

ببین داداش من،من تجربه کردم.
عاشقش کردم.
وابسته اش کردم.
در عین حال که باور داشتم عاشقم شده.
ذره ذره
دلشو شکستم.
غرورشو خورد کردم.
گفتم نمیخوامت.
گفتم دوستت ندارم.
گفتم برو پی زندگیت.
گفتم دیگه به من زنگ نمیزنیاااا.
گفتم نبینم دیگه جلو چشمم باشیااا.
ولی
روزی رسید که فهمیدم بد کردم.
اونم دل داره.
احساس داره.
غرور داره.
اونم خدای خودشو داره.
فهمیدم تنها کسش بودم،امیدشو نا امید کردم.
فهمیدم تموم اون لوس بازیاش برای من بوده! فقط برای اینکه شادم کنه!
فهمیدم وقتی میگفته دوستت دارم از ته قلب کوچولوش بوده!
فهمیدم تک پر خودم بوده که هی کنترلم میکرده و زنگ میزده!
فهمیدم حتی با این همه بلا،دلش نیومده نفرینم کنه!
ته دلش تا خواسته بگه بیمعرفت!گفته خداجونم مواظبش باش.
فهمیدم بد کردم.
فهمیدم نامردی کردم.
فهمیدم بیمعرفتی کردم. ولی خیلی دیر فهمیدم.
اینقدر دیر که خدا به زمین گرم زدم!
حالاست که میفهمم خدا صدای دل همون دختر عاشقو شنیده
شکستن دل یه دخترتاوان داره بفهمید...
دیدگاه ها (۶)

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

ددی خون آشام من

وقتی که بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

Do I love him, or do I hate him?p:⁵_استرس زیادی ازت میباره +...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۹ سانیار مامان با تعجب و بابا با...

Forbidden love①②ا/ت: جئون جونگ‌کوک؟ تو اینجا چیکار می‌کنیکوک...

𐙚 پارت ² | ویو نامرابالاخره زنگ تفریح خورد و من سریع کتابم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط