{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهریور

شهریور
یه شب که داری با موتورت میری خیابون گردی تو یک خیابون تاریک میبینی یک ماشین با شدت به یک دختره می زنه و فرار می کنی . سریع مثل قهرمانای فیلمای هندی میپری دختره رو بغل می کنی و می بری بیمارستان و خلاصه نجاتش می دی اما دختره به کما رفته و پلیسا فکر می کنن تو باهاش تصادف کردی و میگیرن زندانیت می کنن و بعد ۳ ماه دختره بهوش میاد و میگه تو چه فداکاری کردی و پدر و مادرش میان تو رو آزاد می کنن . بابای دختره یه کارخونه داره و میلیاردره و میگه پسرم خیلی ازت خوشم میاد و دوست دارم دومادم بشی و خلاصه دوماد میشی و تا آخر عمر فقط می خوری و می خوابی و سفر خارج میری.
دیدگاه ها (۴)

مهرعاشق دختری میشی که فکر می کنی اونم تورو خیلی دوست داره و ...

آبانچپ و راست واست دوست دختر ردیف میشه و همیشه ۳۰ – ۴۰ تا دو...

مرداداحتمالاً بختتو بستن به خواستگاری هر دختری که میری به هف...

تیرازدواج موفقی خواهی داشت و در تمام دوران زناشویی بمعنای وا...

پارت اولدر آغوش زندان ویو کوکتو عمارتم نشسته بودم که یهو زنگ...

.

سناریو اسلیترین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط