مدرسه كه ميرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم، مع
مدرسه كه ميرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم، معلم ميگفت مواظب باش خودتو جا نذارى، و ما ميخنديديم و فكر ميكرديم نميشه خودمونو جا بذاريم! بزرگ كه شديم، بارها و بارها يک قسمت از خودمون رو جا گذاشتيم، توى يک كافه، توى يک خيابون، توی یک فرودگاه، توى يک خاطره …
- ۴.۲k
- ۱۸ تیر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط