مدرسه كه ميرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم، مع

مدرسه كه ميرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم، معلم ميگفت مواظب باش خودتو جا نذارى، و ما ميخنديديم و فكر ميكرديم نميشه خودمونو جا بذاريم! بزرگ كه شديم، بارها و بارها يک قسمت از خودمون رو جا گذاشتيم، توى يک كافه، توى يک خيابون، توی یک فرودگاه، توى يک خاطره …
دیدگاه ها (۱۰)

‏مدرسه كه ميرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيممعلممو...

چندپارتی

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۶اسلاید ۲و۳ رو ببین و تصور کنجی‌ه...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 46[ویو آرا]فردا...

مافیای من

part 3رفتم سمت میز و جمعش کردم.. بعدش سمت اتاقم قدم برداشتم....

رمان جونگکوک

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۰نه به دیشب که از غ...

مدرسه که میرفتیم ، هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم معلم ...

مدرسه که میرفتیم ، هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم معلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط