زینب کبری سلام الله علیها
زینب کبری سلام الله علیها
سرسلسله زنان شجاع نهضت امام حسین (ع) زینب کبری (س) است. او خداشناسی بود که در تحمل مصائب به «امالمصائب» لقب یافت. در عفت و نجابت ثانی زهرا (س) بود. تندیس شرم و حیا و دارای عصمت صغری. او ولیةالله بود، راضی به رضای الله و امینةالله بود، عالمه غیر معلمه. محبوب رسول خدا و فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین، نائبةالزهرا، شریکةالحسین و در فصاحت و بلاغت وارث امیرالمؤمنین بود شجاعت ملکه وجودش بود. او قهرمان کربلا بود و در صبر و مقاومت مجسمه تقوا بود. در برخورد با مصیبها، چون کوه مقاوم و چون صخره در مقابل امواج خروشان، خم به ابرو نیاورد. او کمر مصیبت را شکسته بود.در طول نهضت عاشورا، بلا گردان زنها و بچهها و امام سجاد (ع) بود؛ به عنوان مثال وقتی در کوفه پس از این که زینب افشاگری کرد و مردم را تهییج نمود. ابن زیاد ـ لعنةالله علیه ـ بسیار غضبناک شد، چون ضرب و شتم زینب برای او افت داشت، علی بن الحسین (ع) را احضار نمود و گفت: تو کیستی؟ زین العابدین (ع) فرمود: من علی بن الحسین هستم. گفت: علی بن الحسین که در کربلا کشته شد؟ فرمود: آن شیر بیشه شجاعت که شربت شهادت نوشید، برادرم علی (ع) بود، که بر خلاف گفتار تو، مردم او راشهید کردند، نه خدا!ابن زیاد غضبش بیشتر شد و گفت: هنوز آن جرأت و توان در تو باقی است که پاسخ مرا بدهی و گفته مرا زیر پا بگذاری؟ اینک بیایید جلادان، او را برده و گردن بزنید!مدافع ولایت و امامت، زینب قهرمان بیتاب شد، خود را به دامان امام سجاد (ع) انداخت و فرمود: یابن مرجانه (پسر مرجانه) آن همه خونها که ریختی، هنوز کاسه انتقام تو را لبریز نکرده، باز هم میخواهی گرگ وار خون ما را بیاشامی؟ آنگاه دست به گردن امام سجاد (ع) انداخت و فرمود: به خدا! دست از یادگار برادرم برنمیدارم و از او جدا نمیشوم،اگر میخواهی او را به قتل برسانی، مرا هم با او بکش.مرا با او بکش تا هر دو با هم شویم آسوده از این محنت و غمزینب (س) پا به پای امام حسین (ع) در نهضت عاشورا آمد. او پسرش عون را پیش کش برادر برده بود، اگر حسین (ع) شهید شد زینب هم با اسارت خود خط سرخ شهادت را پیمود، کاروان اهل بیت را به رهبری امام سجاد به مدینه رسانید، الحق و الانصاف هیچ کم نگذاشت، چرا که او عقیله بنیهاشم بود و یادگار حیدر و یک سال پس از امام حسین (ع) در شهر دمشق در گذشت.
کتاب زنان در نهضت عاشورا. ملیحه خادری
سرسلسله زنان شجاع نهضت امام حسین (ع) زینب کبری (س) است. او خداشناسی بود که در تحمل مصائب به «امالمصائب» لقب یافت. در عفت و نجابت ثانی زهرا (س) بود. تندیس شرم و حیا و دارای عصمت صغری. او ولیةالله بود، راضی به رضای الله و امینةالله بود، عالمه غیر معلمه. محبوب رسول خدا و فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین، نائبةالزهرا، شریکةالحسین و در فصاحت و بلاغت وارث امیرالمؤمنین بود شجاعت ملکه وجودش بود. او قهرمان کربلا بود و در صبر و مقاومت مجسمه تقوا بود. در برخورد با مصیبها، چون کوه مقاوم و چون صخره در مقابل امواج خروشان، خم به ابرو نیاورد. او کمر مصیبت را شکسته بود.در طول نهضت عاشورا، بلا گردان زنها و بچهها و امام سجاد (ع) بود؛ به عنوان مثال وقتی در کوفه پس از این که زینب افشاگری کرد و مردم را تهییج نمود. ابن زیاد ـ لعنةالله علیه ـ بسیار غضبناک شد، چون ضرب و شتم زینب برای او افت داشت، علی بن الحسین (ع) را احضار نمود و گفت: تو کیستی؟ زین العابدین (ع) فرمود: من علی بن الحسین هستم. گفت: علی بن الحسین که در کربلا کشته شد؟ فرمود: آن شیر بیشه شجاعت که شربت شهادت نوشید، برادرم علی (ع) بود، که بر خلاف گفتار تو، مردم او راشهید کردند، نه خدا!ابن زیاد غضبش بیشتر شد و گفت: هنوز آن جرأت و توان در تو باقی است که پاسخ مرا بدهی و گفته مرا زیر پا بگذاری؟ اینک بیایید جلادان، او را برده و گردن بزنید!مدافع ولایت و امامت، زینب قهرمان بیتاب شد، خود را به دامان امام سجاد (ع) انداخت و فرمود: یابن مرجانه (پسر مرجانه) آن همه خونها که ریختی، هنوز کاسه انتقام تو را لبریز نکرده، باز هم میخواهی گرگ وار خون ما را بیاشامی؟ آنگاه دست به گردن امام سجاد (ع) انداخت و فرمود: به خدا! دست از یادگار برادرم برنمیدارم و از او جدا نمیشوم،اگر میخواهی او را به قتل برسانی، مرا هم با او بکش.مرا با او بکش تا هر دو با هم شویم آسوده از این محنت و غمزینب (س) پا به پای امام حسین (ع) در نهضت عاشورا آمد. او پسرش عون را پیش کش برادر برده بود، اگر حسین (ع) شهید شد زینب هم با اسارت خود خط سرخ شهادت را پیمود، کاروان اهل بیت را به رهبری امام سجاد به مدینه رسانید، الحق و الانصاف هیچ کم نگذاشت، چرا که او عقیله بنیهاشم بود و یادگار حیدر و یک سال پس از امام حسین (ع) در شهر دمشق در گذشت.
کتاب زنان در نهضت عاشورا. ملیحه خادری
- ۱.۴k
- ۲۲ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط