{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسمان آبى ام را يك نفر دزديد و رفت

آسمان آبى ام را يك نفر دزديد و رفت
هر چه عاشق تر شدم اين نكته را فهميد و رفت  ...

از عبور يك نفر در كوچه ام باران گرفت
آمد و ابر نگاهش بر دلم باريد و رفت

رودى از شعر و غزل در غربتم جارى شده
لحظه اى بر آسمان شعر من تأييد و رفت

كودك دل نم نمك با بودنش پا مى گرفت
آخر از چشم سياهش قطره اى لرزيد و رفت

محو درياى خيالش آرزو كردم بمان
آرزويم را شبى در بقچه اى پيچيد و رفت...


🍃💐🍃
#setayesh_ghalbe_sorbi
#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۷)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

آسمانِ آبى‌ام را يك نفر دزديد و رفتهر چه عاشق تر شدم اين نكت...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط