عشق به توان۷

عشق به توان۷




ویو ات


یکم خجالت میکشیدم که جین گفت
جین:من یه فکری دارم. برای از بین بردن این جو بیا رو بروم بشین و چشماتو ببند
منم با شک و تردید این کارو کردم
که یهو یه چیز نرمو روی لبام حس کردم اولش مقاومت کردم ولی بعدش همراهی کردم
جین:راست بود
.چی
جین:هیچی ولش کن
.دیگه این کارو نکن
جین:چرا تو دوست دخترمی میتونم هر وقت دلم خواست این کار رو بکنم
.عههه نه باباااا از کی
جین:از الان......




بچه ها واقعا مغزم نمی‌کشه فردا براتون بازم پارت میزارم بای
دیدگاه ها (۲)

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

پارت پنججین: باشه ولی میشه ام..امشب پیشم بمونیلونا: به شرطی ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼Season:¹part:².....

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

سناریو موضوع : وقتی که قهر میکنید . *****نامجون:** نشسته رو ...

free from the court (p10)

رمان :{تا وقتی که عاشقت شدم }

سناریو بلولاک/قفل آبی

The unwanted roommate___________________________ویو جئون جون...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط