{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

️مرگ کبوتر حرم

️مرگ کبوتر حرم



واژه ها فروتنانه و فخرآمیز به سجده می افتند با دیدن این تصویر طاقتسوز ... و قلم ناتوان است و بیان و بلاغت لال ؛ لالِ لال... حسی از غبطه، آمیخته با آهی حسرتبار با نگاه هایمان گره می خورد و زبان حال همهء ما ، بی تردید، این سخن است:
__خوشا به حالت کبوتر .. .. چه کرده ای که توفیقی چنین نصیبت شده است؟
__ولایی زیستم، حسینی و دلسپرده به گنبدش که عرش خداست.. آن زیستنم ،این مُردنم را به مژدگانی عطا کرده اند.
__چگونه حسینی و دلسپرده زیستی، کبوتر؟
__ با یقینی کوهسان و بی زوال به حقانیت آل آلله، هر بامداد و شامگاه گریستم با حیرتی جانسوز میان قبه ها و خیابان بهشتیِ بین الحرمین ،سعی وصفا کردم، و در آسمان آبی کربلا پر باز کردم و پرواز کردم .
__ مرا چگونه سوختن بیاموز ، کبوتر.
__سنتِ گریستنِ بامدادی و شامگاهی را به تبعیت از خونخواهِ راستین ، عمل کن. این، هم زیستنِ ولایی است و هم مردن ولایی.
و همیشه به افق چشم بدوز تا طلوع را از مغرب ببینی و در انتظارش "بایست".
__ ...

مرگی چنین شیرین آرزومیکنم با انتظاری هدفمند و رجعتی مبارک...
دیدگاه ها (۲)

من حسینی شده ی دست امام حسنم (علیه السلام)...

یک ماه دلم اسیر و بیمار تو بود افطار و سحر همه گرفتار تو بود...

وداع با ماه رمضان ... درآخرین جمعه ماه رمضان ... ️عن جَابِرِ...

خدا را شکر مولایم علی (علیه السلام) شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط