ات ویو

ات ویو
همینجوری با خودم کلنجار میرفتم
که یک مهماندار( بچه ها هواپیما هنوز حرکت نکرده )
به یه زن دیگه اومد جلوم که مهماندار بهم گفت
مهماندار:ببخشید خانم ولی اینجا جای این خانم هست
ات:ببخشید اما من....
مهماندار:بله من خیلی معذرت میخام
ولی یک اشتباهی توی
سیستم پیش اومده و جای شما عوض شده
ات:امممم باشه. .... فقط کجا باید بشینم
مهماندار :من راهنماییتون میکنم
ات ویو
بلند شدم ما مهماندار رفتم
انگار جام ته هواپیما بود
مهماندار به یک صندلی اشاره کرد
که کنار پنجره یک پسره نشسته بود
یکم دیگه دقت کردم دیدم دوستمه
دوسته صمیمیم راستش اون منه بیشتر از
جنی و لیسا میشناسه
بدونه توجه بهش نشستم کنارش
بعد یه پس گردنی بهش زدم
که گفت......
۱۹ تا لایک
دیدگاه ها (۲)

پارت ۳ ویو اتبلند شدم و رفتم سر کارم که یه درد بدی توی دلم پ...

عشق چیز خوبیه پارت ۱۳ توی بیمارستان با هم صحبت کردیمهلن : عش...

𝚙𝚊𝚛𝚝13رفتم سمت کوک که کوک.. خیلی خوشگل شدی لیدیات.. توهم جذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط