{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر از من ردّ پایی در دلت انگار نیست

دیگر از من ردّ پایی در دلت انگار نیست
کاش می‌گفتی به من قلبت امانت‌دار نیست

اسم چیزی که سپردم بین دست تو «دل» است
گفته بودم نشکنش ؛ این آجرِ دیوار نیست

شعر گفتم تا بخوانی و کمی درکم کنی
در جوابم گفتی اما شاعری که کار نیست

چشمم از کابوس می‌ترسد ؛ دلم از رفتنت
آدمی که راحت است این وقتِ شب بیدار نیست

آتشِ عشقت چنان سوزانده دنیای مرا
که میان دل هراسی از «عَذابَ النّار» نیست

گفته بودم شانه می‌خواهم برای گریه‌ام
گفتی اما شانه‌های من برای بار نیست

پس برو ؛ باشد ؛ ولی یک روز می‌آید که تو
تازه می‌فهمی کسی اندازه‌ی من یار نیست

📆 یکسال بعد ...

چرخ‌هایت را زدی و باز برگشتی به من
پس برو هر جا که بودی ؛ قلب من بازار نیست


♥ ️ ♥ ️

♥ ️❣ ️♥ ️❣ ️♥ ️❣ ️♥ ️❣ ️♥ ️
دیدگاه ها (۳)

ابلیس

" قل هو الله احد ..."به اشتباه دنیا آمدیم ...و یک دنیا هم اش...

تن من زندان استو منم زندانیمانده ام در دل ِ این کالبد نفسانی...

مهم ترین عضو بدنمادرم همیشه از من می‌پرسید: مهمترین عضو بدنت...

رمان گناهکار قسمت اولز این دل را کسی صاحب نیستاگر باشد پس کس...

شعری از استاد علی اکبر راعفی پور(آرما) عااااااااالی تن من زن...

نیستی حالم خرابه تو رو با یکی دیگه دیدمداغون شدم مردم ولی با...

رمان گناهکار قسمت شانزدهم-کجا؟..–حرف نزن..راه بیافت..قدماش ب...

(پارت حذف شده )

💌 داستان عاشقانه‌و‌دنباله دار💟 #مثل_هیچکس #قسمت_دهم ساعت ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط