{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمان‌ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک‌هایم می چشید

من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود وُ نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن‌دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو، نه آتشی وُ نه گِلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آنسوی یقین، شاید کمی هم کیش‌تر

آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمک‌های تو بو
دیدگاه ها (۱۴)

ان شالله که توی این امتحانات سرم بلند بیرون بیاد🙆‍♂️😅

😁🤌

انتقاد داری بیا رو در رو بگو ورنه میرینم روت🤌

🤌

سلام ema عزیز گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.ا...

چه محتوای فیلم جذابی

عشق اجباری.......پارت ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط