{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه نهم: کمیل بن زیاد

قصه نهم: کمیل بن زیاد

راز و نیاز با خدا، سلاح نهایی در برابر فتنه

بسم الله الرحمن الرحیم

در قصه‌های گذشته از مردان میدان و شمشیر گفتیم؛ اما این بار سخن از مردی است که سلاحش نه شمشیر بود و نه سیاست، بلکه دعا بود؛ دعایی که قرن‌هاست هر شب جمعه بر زبان میلیون‌ها مؤمن جاری است. او کمیل بن زیاد نخعی، از یاران خاص و رازداران امیرالمؤمنین علی (ع) بود.

کمیل از شیعیان نزدیک امام علی (ع) و اهل عبادت، اشک و نماز شب بود. امام گاه در شب‌های کوفه او را به خلوت می‌برد و معارفی را به او می‌آموخت که در جمع بیان نمی‌شد. در یکی از همین شب‌ها، امام دعایی را به او تعلیم داد که امروز به نام دعای کمیل شناخته می‌شود؛ دعایی که با جمله‌ی «اللهم إنی أسألک برحمتک التی وسعت کل شیء...» آغاز می‌شود.

وقتی کمیل از زمان خواندن این دعا پرسید، امام سفارش کرد آن را در شب نیمه شعبان و هر شب جمعه بخواند. راز این تأکید آن بود که دعای کمیل تنها مجموعه‌ای از الفاظ نیست؛ بلکه سلاحی معنوی برای روزگار فتنه است؛ زمانی که تشخیص حق از باطل دشوار می‌شود و انسان بیش از هر چیز به پیوند با خدا نیاز دارد. دعا، دل را زنده نگه می‌دارد و به انسان بصیرت می‌بخشد.

کمیل اهل همین خلوت‌های شبانه بود و همین ارتباط با خدا، او را در برابر لغزش‌ها و فتنه‌ها استوار نگه داشت.

پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، کمیل در کوفه ماند تا اینکه در دوران حکومت حجاج بن یوسف، به جرم وفاداری به علی (ع) تحت تعقیب قرار گرفت. حجاج از او خواست از امیرالمؤمنین بیزاری بجوید تا جانش را نجات دهد؛ اما کمیل نپذیرفت و گفت دلش سرشار از محبت علی (ع) است و نمی‌تواند آن را خالی کند. سرانجام به دستور حجاج به شهادت رسید، اما دعایی که از امام آموخته بود باقی ماند و تا امروز هر شب جمعه از زبان مؤمنان زمزمه می‌شود. حجاج توانست گردن کمیل را بزند، اما نتوانست دعای او را خاموش کند.

کمیل تنها متعلق به چهارده قرن پیش نیست؛ او نماد مقاومت معنوی در روزهای سخت است.

نویسنده، سید بن طاووس را نمونه‌ای از کمیل در قرن هفتم معرفی می‌کند؛ عالمی که در روزگار هجوم مغول، به جای شمشیر، فرهنگ دعا و نیایش را زنده نگه داشت و با نگارش کتاب اقبال الاعمال، میراث دعاهای اهل‌بیت (ع) را حفظ کرد.

در روزگار معاصر نیز از آیت‌الله محمدتقی بهجت به عنوان نمونه‌ای از این مکتب یاد می‌شود؛ عالمی که در میان آشوب‌های سیاسی و اجتماعی، بیش از هر چیز بر نماز شب، دعا و ارتباط با خدا تکیه داشت و همین معنویت را سرچشمه بصیرت می‌دانست.

کمیلِ امروز کسی است که سه ویژگی دارد: نخست آنکه در هیاهوی زندگی، خلوت شبانه با خدا را حفظ می‌کند. دوم اینکه دعا را در کنار تحلیل و اندیشه، چراغ راه خود می‌داند؛ زیرا تحلیل بدون توکل و معنویت ممکن است انسان را گرفتار غرور کند. سوم اینکه در فتنه‌ها آرامش و استقامت خود را از ارتباط با خدا می‌گیرد و در سخت‌ترین شرایط نیز دچار تزلزل نمی‌شود.

نمونه‌های چنین روحیه‌ای را می‌توان در مادران شهدا، رزمندگانی که پیش از نبرد اهل راز و نیازند، و جوانانی دید که در شلوغی زندگی، شب‌های جمعه دعای کمیل را ترک نمی‌کنند.

درس این قصه

۱. در فتنه‌ها، شمشیر و قدرت به تنهایی کافی نیست؛ دعا و ارتباط با خدا سپر انسان است.
۲. خلوت با خدا، سرچشمه آرامش و بصیرت است.
۳. حقیقت با شهادت از میان نمی‌رود؛ همان‌گونه که دعای کمیل پس از شهادتش زنده ماند.
۴. انسانی که با نماز شب و دعا مأنوس باشد، در طوفان فتنه‌ها استوارتر می‌ماند.

می‌خوانیم:
«قیس بن سعد؛ فرمانده‌ای که از مالک کمتر نبود، اما تاریخ او را کمتر شناخت.»

🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعده‌گاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی

#خسف #کمیل_بن_زیاد #دعای_کمیل #راز_و_نیاز #نماز_شب #یاران_علی #سید_بن_طاووس #آیت_الله_بهجت #بصیرت #سلاح_دعا #قرارگاه_بصیرت #ظهور
دیدگاه ها (۰)

قصه دهم: قیس بن سعدفرمانده‌ای که از مالک کمتر نبود، اما تاری...

قصه هشتم: میثم تمارکسی که حتی با زبان بریده، حقیقت را فریاد ...

قصه هفتم: عمار یاسرپیرمردی که معیار حق و باطل شد، از صفین تا...

بسم الله الرحمن الرحیمما قرار است اینجا قصه‌ای را روایت کنیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط