{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باور نمی کنی که بگویم حکایتی:

باور نمی کنی که بگویم حکایتی:
با هر نگین اشک
به چشم تر منی
هر جا که عشق هست و صفا هست و
بوسه هست
در خاطر منی

با چلچراغ یاد تو نورانی ام هنوز
پنداشتی که نور تو خاموش می شود
نه، ای امید من !
دیوانه توام
افسونگر منی
هر جا به هر زمان
در خاطر منی ...

#مهدی_سهیلی
دیدگاه ها (۹)

من فکر می‌کنمهرگز نبوده قلبِ مناینگونهگرم و سُرخ:احساس می‌کن...

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگزچه توان کرد که سعی من و دل ب...

تو را فراسوی انتظار می‌خواهمآن سوتر از خودمو آنقدر دوستت دار...

به چشم هایت بگو...نگاهم نکنند...بگو وقتی خیره ات میشوم سرشان...

💏👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ باور ✿ باور نمی کند دل من...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

Part: 19The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط