khan

#khan
ڪودڪی گریه میڪرد و میگفت :

هیچ ڪسی با مـــن بازی نمیڪنه!

تو دلم گفتم:

تو بزرگ شو روزگـــــار
بازیهای زیادی باهات میڪـنه


▂▃▅▆▇█ k █h █a █n █▇▆▅▃▂
دیدگاه ها (۹)

#khanکاش تار بودم تا آهنگ دوست داشتن رابرایت بنوازم !کاش خار...

#khanمث قهقه یه آدم لالوسط نمایش یه آدم کور...!

#khanهر چقدم به خودت برسیبآز به من نمیرسی

#khan

از زبان ا/تشیره یونته رو دادم خورد ، ما هم صبحونه رو خوردیم ...

پارت دو : نامزد اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط