یادتع گفتم یارو ع دیوار راص میرح بالاع

یادتع گفتم یارو ع دیوار راص میرح بالاع?
خاله ط بود دیوارم اون حصاراع!
یا اون داستان کمربند و بعدی بیاد خالع،
اینی ک اینجاع میبینی اصن کمربند ندارع..

یا گفتم اسمشو نوشتم روی تک تک پله ها حالاع با اون عز این پله ها دارع میرح بالاع/:
همیشه هر وق خواسم ک اونو ب راه بیارم میگف بس کن وگرنه صدام میرح بالاع:(
دیدگاه ها (۱)

خاله جونت رو راص شدع بود؛روش باز شدح بود!جلو چشای من رقاص شد...

عز من میشنوی:این زندگی مفتشم گرونه..پاها رو زمین ولی طرفدار ...

دخترم مامانی امروز اومدع روی خط،حرفای دلشو تویِ نامه گذاشتع ...

انقدع خستم عز این دنیا و عادماشک خودم زدم ب چار پایه و افتاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط