نمیدونم چم شده دارم پارت میدم عجیبیببببب
نمیدونم چم شده دارم پارت میدم عجیبیببببب
هوشیوازا ( همین بود دیگه ؟): کییییی جرعت کرده با دختر عزیر دردونه من همچین کاری بکنهههههههههه
همون روز میره جلوی عمارت بوتن ( یا باتن ؟)
هوشیزاوا: هوییییی مانجیرووووو تن لشت رو جم کن بیا پایینننن ( نظری ندارم )
سانزو : ها؟ به این زودی اومد ؟
کاکوچو : او مثل این که خیلی دخترش رو دوست داره !
ران : البته دخترش هم چیزی نداشت که انقدر مهم باشه ( نیشخند )
ریندو : شر اینم باید بکنیم
کوکو : مایکی چیکار کنیم ؟
مایکی : بکشینشون
همشون میرن تو اون فاز خفنشون
ولی ا/ت یه گوشه وایساده بود و تو حال خودش بود
کاکوچو : ا/ت ؟ میای ؟
ا/ت : ام...اره اره بریم
همه هم فهمیدن ا/ت حالش خرابه
میرن پایین مایکی فقط داشت نگاه میکرد ( اینجا اهنگ wake up به درد میخوره 😂)
ریندو و ران و بقیه داشتن بقی رو شتک میکردن ولی ا/ت مستقیم رفت سمت هوشیزاوا وقتی نزدیکش شد خیلی آروم گفت
ا/ت : چرا اون دختر لعنتیت انقدر برات مهم ؟
هوشیزاوا : چی میگی گمشو کنار میخوام حساب اون نانجیرو رو برسم !!!!
سانزو میر کنار مایکی
سانزو : مایکی ؟ نمیخوای جلوش رو بگیری ؟
مایکی : بزار کارش رو بکنه
همه در حالی که مبارزه میکنن به ا/ت نگاه میکنن
ا/ت به سمت هوشیزاوا هجوم میره رو زمین میندازتش و همینطوری تو صورتش مشت میزنه ( به من چه ؟)
ا/ت : چرا اون دختر لعنتیت رو انقدر دوست داری ؟ که حاضر شدی به خواطرش جلوی مایکی وایسی ؟
و همینجوری تو صورتش مشت میزد
همه وایساده بودن و به ا/ت نگاه میکردن
مایکی : برو سانزو
خیلی آروم میگه
سانزو سریع میره دست های ا/ت رو میگیره و بلندش میکنه
سانزو : ا/ت ! بسه !!! داری میکشیش !
و انگار ا/ت تازه به خودش اومده بود
ا/ت : ..........
و چند نفر میان هوشیزاوا رو جم میکنن
وای این پارت خیلی با آهنگ هام جور درمیومد 🤌🏻
حالش رو ببرین 🗿🚬
هوشیوازا ( همین بود دیگه ؟): کییییی جرعت کرده با دختر عزیر دردونه من همچین کاری بکنهههههههههه
همون روز میره جلوی عمارت بوتن ( یا باتن ؟)
هوشیزاوا: هوییییی مانجیرووووو تن لشت رو جم کن بیا پایینننن ( نظری ندارم )
سانزو : ها؟ به این زودی اومد ؟
کاکوچو : او مثل این که خیلی دخترش رو دوست داره !
ران : البته دخترش هم چیزی نداشت که انقدر مهم باشه ( نیشخند )
ریندو : شر اینم باید بکنیم
کوکو : مایکی چیکار کنیم ؟
مایکی : بکشینشون
همشون میرن تو اون فاز خفنشون
ولی ا/ت یه گوشه وایساده بود و تو حال خودش بود
کاکوچو : ا/ت ؟ میای ؟
ا/ت : ام...اره اره بریم
همه هم فهمیدن ا/ت حالش خرابه
میرن پایین مایکی فقط داشت نگاه میکرد ( اینجا اهنگ wake up به درد میخوره 😂)
ریندو و ران و بقیه داشتن بقی رو شتک میکردن ولی ا/ت مستقیم رفت سمت هوشیزاوا وقتی نزدیکش شد خیلی آروم گفت
ا/ت : چرا اون دختر لعنتیت انقدر برات مهم ؟
هوشیزاوا : چی میگی گمشو کنار میخوام حساب اون نانجیرو رو برسم !!!!
سانزو میر کنار مایکی
سانزو : مایکی ؟ نمیخوای جلوش رو بگیری ؟
مایکی : بزار کارش رو بکنه
همه در حالی که مبارزه میکنن به ا/ت نگاه میکنن
ا/ت به سمت هوشیزاوا هجوم میره رو زمین میندازتش و همینطوری تو صورتش مشت میزنه ( به من چه ؟)
ا/ت : چرا اون دختر لعنتیت رو انقدر دوست داری ؟ که حاضر شدی به خواطرش جلوی مایکی وایسی ؟
و همینجوری تو صورتش مشت میزد
همه وایساده بودن و به ا/ت نگاه میکردن
مایکی : برو سانزو
خیلی آروم میگه
سانزو سریع میره دست های ا/ت رو میگیره و بلندش میکنه
سانزو : ا/ت ! بسه !!! داری میکشیش !
و انگار ا/ت تازه به خودش اومده بود
ا/ت : ..........
و چند نفر میان هوشیزاوا رو جم میکنن
وای این پارت خیلی با آهنگ هام جور درمیومد 🤌🏻
حالش رو ببرین 🗿🚬
- ۱.۲k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط