آنی بود درها وا شده بود
آنی بود، درها وا شده بود .
برگی نه، شاخی نه، باغ فنا شده بود .
مرغ مکان خاموش، آن خاموش، این خاموش ،خاموشی
گویا شده بود.
آن پهنه چه بود:
با میشی گرگی همپا شده بود .
نقش صدا کم رنگ ، نقش ندا کم رنگ ، پرده مگر تا شده بود.
من رفته ، او رفته ، ما بی ما شده بود .
زیبایی تنها شده بود.
هر رودی دریا
هر بودی بودا شده بود...
#سهراب_سپهری
برگی نه، شاخی نه، باغ فنا شده بود .
مرغ مکان خاموش، آن خاموش، این خاموش ،خاموشی
گویا شده بود.
آن پهنه چه بود:
با میشی گرگی همپا شده بود .
نقش صدا کم رنگ ، نقش ندا کم رنگ ، پرده مگر تا شده بود.
من رفته ، او رفته ، ما بی ما شده بود .
زیبایی تنها شده بود.
هر رودی دریا
هر بودی بودا شده بود...
#سهراب_سپهری
- ۲۶۹
- ۲۰ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط