گذشتن از تو برای من آنچنان سخت است
گذشتن از تو برای من آنچنان سخت است
که هر چه می گذرد… باز هضم آن سخت است
به من بگو که بمیر و نگو خداحافظ
روانه کردن این واژه بر زبان سخت است
به من که فاتح قلب تو بوده ام یک روز
نگو که فاتحه ی عشق را بخوان، سخت است
برای من که حسودم که عاشقم… حتی
تصور تو در آغوش دیگران سخت است
تو رفته ای و از این پس قدم زدن وسط
چهارباغ دل انگیز اصفهان سخت است
تو رفته ای و از امروز گوش کردن به
صدای دلکش و مرضیه و بنان سخت است
شبیه بارش باران و تابش خورشید
چقدر گریه و لبخند هم زمان سخت است
نه اینکه فکر کنی ساده بود دل کندن
اگر نمرده هنوز عاشق تو، جان سخت است..
که هر چه می گذرد… باز هضم آن سخت است
به من بگو که بمیر و نگو خداحافظ
روانه کردن این واژه بر زبان سخت است
به من که فاتح قلب تو بوده ام یک روز
نگو که فاتحه ی عشق را بخوان، سخت است
برای من که حسودم که عاشقم… حتی
تصور تو در آغوش دیگران سخت است
تو رفته ای و از این پس قدم زدن وسط
چهارباغ دل انگیز اصفهان سخت است
تو رفته ای و از امروز گوش کردن به
صدای دلکش و مرضیه و بنان سخت است
شبیه بارش باران و تابش خورشید
چقدر گریه و لبخند هم زمان سخت است
نه اینکه فکر کنی ساده بود دل کندن
اگر نمرده هنوز عاشق تو، جان سخت است..
- ۱.۷k
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط