{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_

_
وطن من
پیشانی توست
پس مرا گوش ده
که تو را می‌گویم:
مرا ترک نکن
چونان گیاهی
پشت حصارها
چونان کبوتری مهجور
مرا ترک نکن
چونان ماهِ دل‌شکسته
چونان سیاره‌ای که میان شاخه‌ها به گدایی افتاده‌ست
مرا ترک نکن
آزاد در حزن خویش.

با دستانی که خورشید را جاری می‌کند
از دودکش سلول من
مرا زندانی کن
و اگر از آنِ منی
عادت کن به سوزاندن من
به آتش عشق من به سنگ‌هایم
به زیتونم
به پنجره هایم
به خاکم.

وطن من پیشانی توست
پس مرا گوش ده
که تو را می‌گویم:
مرا ترک نکن...
#محمود_درویش
@dastkhatcafe
دیدگاه ها (۱)

پاییز که می شود ؛ حواستان به آدم های زندگیِ تان باشد .کمی به...

از صبح‌های دور از تو نگویم،که مانند است به شب! طلوع کن صبحم ...

ربطی نداره متاهلی یا مجردمکث را تمرین کنگاهی زندگی سخت است و...

پاییز و زمستان را بیخیال تو باش تمام ماه ‌ھا ارزانی نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط