{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگ یک رفیق

دلتنگ یک رفیق
پارت ۲۱

تیلز : دیگه امیدی نیست ...
همه ساکتن....

از ...دستش... دادیم ...

(شدو به سونیک که خیلی کم مونده تا از دست بره نگاه می‌کنه )
_نه !هنوز امید هست!

_شدو_

دستمو میزارم رو سینه سونیک و کاریو که میدونم رو انجام میدم

تیلز :چ...چی کار میکنی ؟ این کار دیوونگی محظه شدو! میمیری!

ولم کن ! من بیشتر از سونیک انرژی دارم !

ناکلز: پس اگه مردی پرتت میکنیم بیرون !🙂‍↔️😒

همه :ناکلز !!!!😠😞

ناکلز: باشه بابا 🫥😐


بعد با تمام وجودم سعی میکنم انرژیم رو به بدن سونیک انتقال بدم

********اندکی بعد

(بعد از اینکه انرژیش تخلیه شد از حال رفت )

تام : شدو !😞😨

(سونیک بیدار میشه ) آخخخ سرم ؛ چه اتفاقی افتاده؟؟؟

ناکلز و مدی و تیلز : سونیک !!♥️(خوشحالی ) (بقلش میکنن)

سونیک : اوه، شدو چش شده ؟ چرا از حال رفته تام؟؟؟؟

_سونیک اون ... انرژیش رو به تو هدیه کرد .
دیدگاه ها (۲)

اینم از پارت ۲۱ خوب بود ؟🙂♥️🫡اگه خوب بود کامنت بزارید ♥️❣️

کیوووووووت !!!!🥺❤️❤️😁راستی ... مایل به پارت ۲؟

خلاصه داستان این بود که ...چند روز بعد از اتفاق انفجار توی ف...

کیوت

دلتنگ یک رفیق پارت ۲۹تیلز :دارین چی کار میکنین ؟ناکلز :این ا...

دلتنگ یک رفیق پارت ۲۳شدو: (به تام نگاه میکنه) میخوام بلند شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط