طلا را که مس کرد دیگر ندانم

.
طلا را که مس کرد دیگر ندانم
چه خاصیتی بود اکسیر ما را
.
.
.
.
.
.
.
.
مریز آبروی سرازیر ما را
به ما باز ده نان و انجیر ما را

خدایا اگر دستبند تجمل
نمی بست دست کمانگیر ما را

کسی تا قیامت نمی کرد پیدا
از آن گوشه کهکشان تیر ما را

ولی خسته بودیم و یاران همدل
به نانی گرفتند شمشیر ما را

ولی خسته بودیم و می برد طوفان
تمام شکوه اساطیر ما را

طلا را که مس کرد دیگر ندانم
چه خاصیتی بود اکسیر ما را

محمد کاظم کاظمی
.
.
.
.
دیدگاه ها (۱)

.نم نم باران،کنار آنانی که خودِ بارانند،پاک و زلال........

.ناهار بفرما.کنار چند کارگر ساده و دنیای ساده شان.......

.شیرینی‌های جعلی؛کامت را شیرین و دهانت را کویر می‌کند..شیرین...

.خبر آمد، خبری در راه است.........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط