باران خواهد آمد…
باران خواهد آمد…
و من
هرگز بہ آغوشت
پناهنده نخواهم شد…
هرچقدر هم گرم باشد…
تو دیگر آغوشت جایگاهِ تمامِ
پرنده هاے مهاجر شده است…
و من
احساسِ بیگانگے مےڪنم…
چترت را ببند.
و من
هرگز بہ آغوشت
پناهنده نخواهم شد…
هرچقدر هم گرم باشد…
تو دیگر آغوشت جایگاهِ تمامِ
پرنده هاے مهاجر شده است…
و من
احساسِ بیگانگے مےڪنم…
چترت را ببند.
- ۲۸۹
- ۱۹ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط