«ایا به پری دریایی باور داری؟»
«ایا به پری دریایی باور داری؟»
part-3
«پرش زمانی به ۱ ماه بعد»
ویو نویسنده٬
یک ماه از اشنایی جونگکوک با لیا میگذره توی این مدت اونا با هم خیلی صمیمی شدن و لیا ،جونگکوک رو با خودش به مراسم های پری های دریایی میبرد همچی خیلی خوب بود ولی جونگکوک همون صدا رو میشنید ، اون اوا ........
ویو لیا*
امروز جشن باستانی ما برگزار میشه توی دنیای ما این جشن نماد زنی که قراره در اینده دنیای ما رو نجات بده یعنی پری بزرگ ، این جشن فقط سالی یک بار موقع ماه گرفتگی برگزار میشه . میخوام با جونگکوک برم امیدوارم قبول کنه و باهام بیاد چون خیلی خوش میگذره .......
ویو جونگکوک*
امروز یکم زود تر پیش لیا رفتم بعد از اینکه همو دیدم لیا بهم گفت ......
لیا: امروز موقع ماه گرفتگی به جشن بزرگ توی اعماق دریا برگزار میشه ، تو هم بیا چون خیلی خوش میگذره
جونگکوک: لیا ، توی این یک ماه که دیگه دنبال اون اوا نرفتم ، احساس میکنم اون منو بیشتر صدا میزنه ...... میخوام امشب دوباره......
که لیا سریع پرید وسط حرفم و گفت ....
لیا: جونگکوک اونجا خطرناکه توی قصه ها میگن که اونا سایرن هستن که روح پری بزرگ رو دزدین و اون صدا ها صدای پری بزرگ که کمک میخواد این خیلی خطرناکه ......
جونگکوک: اما خودتم میگی قصه ، بیا امشب امتحانش کنیم لیا .....
لیا: ج،ج،ج، جونگکوک من نمیتونم ، چون این جشن بخاطر همون پری بزرگه و همینطور روز جاودانگی ماست ......
جونگکوک: باشه منم باهات به جشن میام ، ولی بعد مراسم جاودانگی باهام میای
لیا: باشه ، باهات میام ...
ویو نویسنده٬
لیا و جونگکوک باهم به جشن رفتن زمان مراسم جاودانگی ،جونگکوک با چیزی که سال ها پیش گم کرده بود مواجه شده.....
ویو جونگکوک*
باورم نمیشه ، یعنی خودشه ؟ گردنبند مادرم ... به لیا گفتم ....
جونگکوک: لیا اون گردنبند.....
لیا: اون گردنبند پری بزرگه وقتی که اون به خشکی رفت تمام وسایلش رو با خودش برد ولی چند سال پیش گردنبندش به دریا برگشت .....
جونگکوک: اما اون گردنبند مادر منه
که لیا دست منو محکم کشید و به پشت یه سخره دریایی برد .....
لیا: جونگکوک ، این موضوع خیلی مهمه پری بزرگ مادر همه ماست اگه دوباره این رو توی جمع بگی کلی دردسر درست میشه .....
جونگکوک: اما من مطمئنم که اون گردنبند مادر منه حسش میکنم ، چند سال پیش من اون گردنبند رو موقع مرگ مادرم توی دریا پرت کردم ......
لیا: یعنی ، ممکنه تو .........
شرایط پارت بعدی :
۵لایک
۵کامنت
دوست داشتین بازنشر کنین💙💜
part-3
«پرش زمانی به ۱ ماه بعد»
ویو نویسنده٬
یک ماه از اشنایی جونگکوک با لیا میگذره توی این مدت اونا با هم خیلی صمیمی شدن و لیا ،جونگکوک رو با خودش به مراسم های پری های دریایی میبرد همچی خیلی خوب بود ولی جونگکوک همون صدا رو میشنید ، اون اوا ........
ویو لیا*
امروز جشن باستانی ما برگزار میشه توی دنیای ما این جشن نماد زنی که قراره در اینده دنیای ما رو نجات بده یعنی پری بزرگ ، این جشن فقط سالی یک بار موقع ماه گرفتگی برگزار میشه . میخوام با جونگکوک برم امیدوارم قبول کنه و باهام بیاد چون خیلی خوش میگذره .......
ویو جونگکوک*
امروز یکم زود تر پیش لیا رفتم بعد از اینکه همو دیدم لیا بهم گفت ......
لیا: امروز موقع ماه گرفتگی به جشن بزرگ توی اعماق دریا برگزار میشه ، تو هم بیا چون خیلی خوش میگذره
جونگکوک: لیا ، توی این یک ماه که دیگه دنبال اون اوا نرفتم ، احساس میکنم اون منو بیشتر صدا میزنه ...... میخوام امشب دوباره......
که لیا سریع پرید وسط حرفم و گفت ....
لیا: جونگکوک اونجا خطرناکه توی قصه ها میگن که اونا سایرن هستن که روح پری بزرگ رو دزدین و اون صدا ها صدای پری بزرگ که کمک میخواد این خیلی خطرناکه ......
جونگکوک: اما خودتم میگی قصه ، بیا امشب امتحانش کنیم لیا .....
لیا: ج،ج،ج، جونگکوک من نمیتونم ، چون این جشن بخاطر همون پری بزرگه و همینطور روز جاودانگی ماست ......
جونگکوک: باشه منم باهات به جشن میام ، ولی بعد مراسم جاودانگی باهام میای
لیا: باشه ، باهات میام ...
ویو نویسنده٬
لیا و جونگکوک باهم به جشن رفتن زمان مراسم جاودانگی ،جونگکوک با چیزی که سال ها پیش گم کرده بود مواجه شده.....
ویو جونگکوک*
باورم نمیشه ، یعنی خودشه ؟ گردنبند مادرم ... به لیا گفتم ....
جونگکوک: لیا اون گردنبند.....
لیا: اون گردنبند پری بزرگه وقتی که اون به خشکی رفت تمام وسایلش رو با خودش برد ولی چند سال پیش گردنبندش به دریا برگشت .....
جونگکوک: اما اون گردنبند مادر منه
که لیا دست منو محکم کشید و به پشت یه سخره دریایی برد .....
لیا: جونگکوک ، این موضوع خیلی مهمه پری بزرگ مادر همه ماست اگه دوباره این رو توی جمع بگی کلی دردسر درست میشه .....
جونگکوک: اما من مطمئنم که اون گردنبند مادر منه حسش میکنم ، چند سال پیش من اون گردنبند رو موقع مرگ مادرم توی دریا پرت کردم ......
لیا: یعنی ، ممکنه تو .........
شرایط پارت بعدی :
۵لایک
۵کامنت
دوست داشتین بازنشر کنین💙💜
- ۳۲۱
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط