{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرنا شد

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرنا شد
پر پروانه و این شمع چقدر زیبا شد

خنده هایت افق صبح و خورشید طلوع
لحظه هایم همه با بودن تو رویا شد

قصد من شهد لبت چیدن و بر چیدن گل
هر شب آن حس تو با جان وفا نجوا شد

من که مست توام و راهی میخانه شدم
وای مجنون غزل راهی این صحرا شد

تو بگو عشق کجا شور و شرر تا بکجا؟
دل من روی دلت روی رخت رسوا شد
دیدگاه ها (۴)

کاش عشقت شده بودم که دلت جایم بودبغل اسم تو در دفترت امضایم ...

گاهی دلم برای تو بد شور می زنددستی به روی اسم تو هاشور می زن...

سلامدستهایت پرگلشادیت پایندهخنده ارزانی چشمان پراز عاطفه ات️...

‌ میل بوسه از لبت دارد دل احساسی ام!وای! دل دل میکنم درگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط