دوپارتی از مایکی غمگین

☆دوپارتی از مایکی (غمگین) ☆


---

پارت ۱: شکست در سکوت

ا/ت در تاریکی خیابان‌های خالی قدم می‌زد. باران آرام روی موها و صورتش می‌بارید، ولی هیچ چیزی نمی‌توانست سردی قلبش را بشوید. هر قدمی که برمی‌داشت، خاطرات گذشته مثل خنجری در سینه‌اش فرو می‌رفت: روزهایی که هیچ کسی نبود، هیچ دستی نبود که او را بگیرد، هیچ کلمه‌ای نبود که او را آرام کند.

یک صدای موتور در دوردست آمد و آرام به او نزدیک شد. ون سیاه ایستاد. درش باز شد و مایکی از آن بیرون آمد، چهره‌اش خسته و سنگین، اما نگاهش نافذ و پر از حسرت بود.
ا/ت بی‌اختیار عقب رفت. قلبش تند می‌زد، نه فقط از ترس، بلکه از عشقی که هیچ‌وقت نمی‌توانست آشکار شود.
مایکی آرام گفت: «چرا هنوز تنها هستی…؟»
صدای او در باران گم شد. ا/ت نتوانست چیزی بگوید. اشک‌ها بی‌صدا روی گونه‌هایش سرازیر شدند.
مایکی دستش را روی شانه‌اش گذاشت، و در آن لمس کوتاه، تمام ترس‌ها و دردهای نهفته ا/ت را حس کرد. ولی غرور و جایگاهش در بونتن اجازه نداد چیزی بیشتر بگوید.

سکوت سنگینی بینشان حاکم شد. مایکی زمزمه کرد: «نذار که از دستت برم…»
ا/ت فقط سرش را تکان داد، نمی‌توانست نگاهش کند. او می‌دانست، حتی اگر بخواهد، هیچ راهی برای ماندن وجود ندارد.


---
دیدگاه ها (۰)

☆دوپارتی از مایکی (غمگین) ☆---پارت ۲: اشک‌های بی‌صداشب کامل ...

فن فیک جدید (از شیطان کش) 🌸 موهانا ایگورو 🌸فامیلی: ایگوروقد ...

☆دونفر در یک قلب پارت ۹– پایانی☆هاروکا کنار تخت ایستاده بود ...

☆دونفر در یک قلب پارت ۸☆بعد از اینکه یوما به اتاق برگشت و کم...

اگه با هم دعوا کنید و از خونه بزنید بیرون

پارت اول: سایه‌ها و وعده‌هابارون سنگین روی خیابون‌های تاریک ...

#تکپارتی •وقتی حجم دهنده فلفلی زدی که اعضا می بوسنتچان:ا/ت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط