{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان چشمهایش

داستان چشمهایش
یک رمان ناتمام است
برای منی که هرگز
مالک آن چشم ها نشدم



#سید_علی_صالحی
دیدگاه ها (۱۸)

به من گفت: از دلتنگی بگوگفتم:دلتنگی یعنی صدایِ محبوبت را بشن...

چشمهایش . . ازچشم‌هایش میتوان قصه ساخت ؛در نگاهش می‌شد آسمان...

سلام خوبید رمان آوردم براتون رمان : ملکه ژانر:مافیایی ، عاش...

اتاق ممنوعه ..بدون درنگی روی صندلی نشست روبه روی کاترینی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط