{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم شب ها

نمی دانم شب ها

من شاعر می شوم

و تو را غزل باران می کنم

یا تو بهانه می شوی

و من

غزل غزل می بارم
دیدگاه ها (۷)

یک زن گرانبهاترین اعجاز خداستبرای داشتنش باید وضوی باران گرف...

سرآغازِ زندگیبی شکصدای خندیدنِ کسی ست کهدوستش داریم...می شود...

صباح الورد بکل ألوانهصباح الروح بکل أحساسهصباح الشوق بکثر أو...

معذور الیغار علیک تعرف لیش الجمال البیک حتی یغار من نفسه ماا...

شعر می گویم برایت تا کمی آرام شویمرحم دردت شوم اگر تو بیمار ...

تو سکوت میان کلاممی ....دیده نمی شوی شنیده نمی شوی اما من تو...

دلم بدون تو هی بهانه می‌گیردسراغ یک غزل عاشقانه می‌گیردهمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط