{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمری دلم گرفت و کسی جز خودم نبود

عمری دلم گرفت و کسی جز خودم نبود
یعنی که در مقابل من غیر غم نبود



در شهر خود غریبم و در خانه ام غریب...
کم بود آشنایم و بیگانه کم نبود



هرکس که پا گذاشت به تقدیر بی‌خودم...
مانندِ قصه ها شد و هم بود و هم نبود

با خود به گور می‌برم این درد کهنه را...
عمری دلم گرفت و کسی جز خودم نبود
دیدگاه ها (۰)

اَلسَّلامٌ عَلَیْکَ یا عَلیِ اِبْنِ موسَّیَ الرضا (ع) جز به ...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

Hidden Melody in Midnight Seoulp.19(از زبون نویسنده: غم داره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط