{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمری دلم گرفت و کسی جز خودم نبود

عمری دلم گرفت و کسی جز خودم نبود
یعنی که در مقابل من غیر غم نبود



در شهر خود غریبم و در خانه ام غریب...
کم بود آشنایم و بیگانه کم نبود



هرکس که پا گذاشت به تقدیر بی‌خودم...
مانندِ قصه ها شد و هم بود و هم نبود

با خود به گور می‌برم این درد کهنه را...
عمری دلم گرفت و کسی جز خودم نبود
دیدگاه ها (۰)

چرا حال منِ مجنون‌ِ عاشق را نمیفهمی؟سکوتِ‌ تلخِ‌ پشتِ‌ اشک‌ ...

#عاشقانه_های_من#روز_پدر پیشاپیش مبارک#دکلمه #دکلمه_احساسی#د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط