{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز بار و بنه اش را بسته دم در ایستاده است که برود

...
پاییز بار و بنه اش را بسته، دم در ایستاده است که برود ...
هرچه التماسش میکنم کمی بیشتر بمان شاید آمد ...
شانه بالا می اندازد و می گوید: اگر آمدنی بود تا حالا آمده بود من را هم اسیر خیالاتت نکن.
ببینم مگر قرارمان آخر پاییز نبود؟
مگر پاییز فصل عاشقانه هایمان نبود؟
پس چرا نمی آیی و رو سفیدم کنی ؟
دیدگاه ها (۱)

...نهنگران نباشاز کنارت که رد میشومطور عجیبی ادای غریبگی در ...

...یلداآخرین دلبریِ پائیز استمانند زنی که درست لحظهٔ رفتن،گی...

...تو ماه بودی وبوسیدنتنمی دانیچه ساده داشت مرا همبلند قد می...

...منجم ها نمی بینندزیر روسری ها را وگرنه موی تو ده سانت طول...

دو پارتی که الان سه پارتی شده از دریکو مالفوی ~درخواستی~

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط