{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی‌خواهم بر لب‌هایت بمانم

نمی‌خواهم بر لب‌هایت بمانم
در لاله‌ی گوش‌ات سنگر بگیرم
و در جنگل موهایت سرگردان شوم

و نه از کوه بینی‌ات اسکی کنم
در سرپناه مژه‌هایت قهوه بنوشم
و در آبی چشمان‌ات دست‌وپا بزنم

حتی بر گونه‌هایت برقص‌ام
از زبان‌ات شیرجه بزنم و بر دندان‌هایت
فرود بیایم
یا در آب بزاق بروم

اما از چین‌وچروک‌هایت راهی بساز
که از آن همیشه با هم
به جایی که زندگی‌ام تمام می‌شود بروم........
♥️🌱
دیدگاه ها (۰)

در زندگی روزهایی هستروزهایی پر از بادروزهایی پر از خشمروزهای...

امیدوارم روزی مرا بیابیمن رد پای شعرهایم راجا می‌گذارمدر هرچ...

در پهنه گیتی هیچ عشقیسعادتمند نیستبا من از عشقی سخن بگویکه ب...

آرام بخش‌ترین آوای جهاننوای تارِ حنجرهء توستهنگامی کهبرای من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط