{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر شهادت حضرت علی

شعر شهادت حضرت علی

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست
این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست
این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است
به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست
منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او
پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست
آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است
بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست
لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد
که جهان، آینه در آینه حیران علی ست
کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است
تا بدانیم کلید در این خانه علی ست
از دم صبح ازل نام علی را می خواند
دل که تا شام ابد دست به دامان علی ست
محمد حسین صفاریان
دیدگاه ها (۱)

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بودفریاد بی‌صدا، غم دل بود ...

آیا سحری به رنگ خون دیدی تو محراب و تو منبری چنین دید...

ای کاش علی شویم و عالی باشیمهم سفره کاسه سفالی باشیمچون سکه ...

چون نامه جرم ما به هم پیچیدندبردند به دیوان عمل سنجیدندبیش ا...

#عید_غدیر#هجده_ذی_الجه#فقط_حیدر_امیر_المومنین_استشکر ایزد که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط