اعتراف می کنم دیروز دو ساعتی برقامون رفت....
اعتراف می کنم دیروز دو ساعتی برقامون رفت....
گوشیمم شارژ نداشت
تو این دوساعت چیزای زیادی فهمیدم
فهمیم یه هفتس داریم خونه رو نقاشی میکنیم
بابام چهارماهه که بازنشسته شده
مامانم خال هاشو ..نه ماه پیش برداشته
خواهر کوچیکم نامزد کرده
و جالبتر اینکه یه داداش دو ساله دارم که اسمشو امین گذاشتن
.... تازه خودمم با پسره همسایمون شیرینی خوردم
گوشیمم شارژ نداشت
تو این دوساعت چیزای زیادی فهمیدم
فهمیم یه هفتس داریم خونه رو نقاشی میکنیم
بابام چهارماهه که بازنشسته شده
مامانم خال هاشو ..نه ماه پیش برداشته
خواهر کوچیکم نامزد کرده
و جالبتر اینکه یه داداش دو ساله دارم که اسمشو امین گذاشتن
.... تازه خودمم با پسره همسایمون شیرینی خوردم
- ۱.۶k
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط