{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی در آن غروب با هم دست دادیم

روزی در آن غروب با هم دست دادیم
و امروز با همان دست
در طلوع از هم جدا شدیم!!

آه لعنت به این دستها........
که مرا دستی دستی
«تنها» کرد....!!

«شادی ادیب»
دیدگاه ها (۳۰)

مهر،، سردیش را به رخ برگها میکشد...من،، گرمی دلم را به رخ دل...

برایت لانه ای می سازم از تار موهایم!!شاید زیبا نباشداما از ج...

در مسیر اشک هایم.........به تعداد روز های نیامدنتدرخت میکارم...

در انتظار تو نیستم........!!در انتظار منم!!که با تو رفت........

چه جوونایی رو از دست دادیم 🫠💔وای از روزی که آه مادران دامن گ...

تو بگو...آن سوی افق ،چه خبر بود از مرگ غروب ،تو بگو!!این سوی...

حواسا جمع....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط